اینو از وبلاگ یکی ش رفتم خدایی راسته مام اینجوری بودیم


کپی از وبسایتhttp://marziyeh2000.blogfa.com/

منتظر گشایش در کار هایمان هستم بهله.....


ﺁﯾﺎﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺩﺳﺘﺖ ﻟﻤﺲ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺧﺸﻤﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩﻭﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﺍﺑﺎﺯﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ،ﻭﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﺯﭘﺎﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ﻭﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﮐﺮﺩﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭﯾﺶ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ،ﻭﺁﯾﺎﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺍﮔﺮﻓﮑﺮﮐﺮﺩﯼ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻡ ﺭﺍﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺑﻔﺮﺳﺘﯽ ﭘﺲ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﮐﻮﺷﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻮﺭﺍ ﺍﺯﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﺎﺯﺩﺍﺭﺩ ﺩﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻡ ﺭﺍﺑﻔﺮﺳﺘﺪ ﺁﺗﺶ ﺟﻬﻨﻢ ﺁﻥ ﺭﺍﻟﻤﺲ ﻧﮑﻨﺪ،ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ خبر ﺩﺭﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﺩﻋﺎ ﺭﺍ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﭼﻄﻮﺭ ﻏﻢ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﺳُﺒﺤﺎﻥَ ﺍﻟﻠﻪ ﯾﺎ ﻓﺎﺭِﺝَ ﺍﻟﻬَﻢّ ﻭَ ﯾﺎ ﮐﺎﺷِﻒَ ﺍﻟﻐَﻢّ ﻓَﺮِّﺝ ﻫَـﻤّﯽ ﻭَ ﯾَﺴّﺮ ﺍَﻣﺮﯼ ﻭَ ﺍﺭﺣِﻢ ﺿَﻌﻔﯽ ﻭَ ﻗِﻠَـّﺔَ ﺣﯿﻠَﺘﯽ ﻭَ ﺍﺭﺯُﻗﻨﯽ ﺣَﯿﺚَ ﻻ ﺍَﺣﺘَﺴِﺐ ﯾﺎ ﺭَﺏَّ ﺍﻟﻌﺎﻟَﻤﯿﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ ) ﺹ ( ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻋﺎ ﺑﺎﺧﺒﺮ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯾﺶ ﮔﺸﺎﯾﺶ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨد

افامیلی دختره صفری نبود یکی دوست نداره که اسمش توی وبلاگ باشه خلاصه

امروز مدرسه حال کردم

دوستم سمیرا دنبال خانومی بود سال اول به اسم صفری(گ)

عاقا از طبقه سوم کوبوندیم رفتیم طبقه دوم(فهمیدین دیگه یعنی مدرسه ما سه طبقست مام طبقه سوممیم:))

هیچی رفتیم جلو کلاس سال اولا

قرار بود دختره نفهمه که ما میخوایم ببینیمش

عاقا مام که خیلی فهمیده ایم رفتیم از یه دختره پرسیدیم میگیم صفری تو کلاس شماست گفت آره

خوب مام اونجا موندیم که شاهزاده بیان و ما ببینیمش

هیچی دیگ هر کی اومد ما گفتیم صفری تویی

اونام گفت نه

خخخخخخخخ

از هرچی زشت و خوشگل پرسیدیم صفری تویی

اصن یکی بود هیکل هیتلر ابرو کتلت دماغ عین فیل من موندم ما چه فکری کردیم درباره اون بیچاره که  همرو فک کردیم اونه

هیچی دیگه اون یکی رفیقم مردمو بو میکشید میگفت بو صفری نمیده خخخخخ خداییی انقد خندیدیما رودم پاره شد:)الۀن دادم دوختن رفتیم کلاس دوختن برام:)

تهش یه مسلمون پیدا شد اونم بیریخت گفت عاقا شما مارو کشتید من دست دختررو میگیرم میارم تو سالن چرخ میزنم شمام نگا کنید

ما بالا پله ها وایسادیم زل زدیم ببینیم دختره میاد

اون دختره یه دیوونه ای بود بدتر از ما دستشو میکشید اینور اون ور هی از جلومون رد میشد

یعنیا کلی خندیدم

خلاصه دختررو دیدیم خیلی خانوم بود:)

حالا اون رفقای گلی که مدرسه نمیرن کمی هرس بخورن ما داریم اونجا حال میکنیم

ای جونم

بابای

عاقا خوشتونم نیومد از خاطرم بدرک:)

اسن من اعساب ندارما معلومه نه

غلط املاییم دارم که دارم

عاقا شادم امروز فجیح دعا کنید تا انقلاب مهدی همینجوری بمونم:)



کپی از وبلاگ...◕‿◕ بیا تو....... اگه زنده موندی . ◕‿◕


به قول یکی...

به قول یکی، دوستای مجازی ارزششون بیشتره

میدونی چرا آخه اون مجازیا بدجور دلشون شکسته

اونا قشنگ آدمو درک میکننن اونا بیشتر با اآدم جورن تو اینایی که این بیرون کنارمونن

اوره....

زن و مرد


وقتـی یه زن ســیگار کشید یعنــی دیگه گریه جواب نمیده و وقتی مــردی اشک ریخت بدون کار از ســیگار گذشته…

این روز ها فراموش میشوم....


مــــن ...
این روزهـــــا
صدای ثانیــــه ثانیـــــه فرامــــوش شدنم را
می شــــنوم....

من چه جوری ام....


یه نظر سنجی گذاشته بودما درباره شخصیتم گفته بودم برید ادامه مطلب همون پست و ببنید من چه جور ادمیم:)

کلیپس:)


تیکه جدید پسرا به دخترا : با توام کلیپس ! :)

خخخ کپی از وبلاگ جوکستون تو لینکام هست خواهرمه:)


امروز یه کیلیپس دیدم ازش یه دختر آویزون بود !

کپی از فیسبوک ابز خدایی خعلی باحاله نه؟؟؟؟



ﺣﺎﻇل

.

.

.

.

.

ﻋﻠﯽ ﺩﺍﯾﯽ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﻣﺪﺭﺳه

 

سلام....خاطره دوم مدرسه

خوب:)

امروز تاریخ داشتیم به همراه عربی

عربی زنگ اول امتحان داشتیم منم از اون دخترای سگ شانسم که اولین نفر ازم میپرسن خلاصه یبار ازم پرسید سر جام جواب ندادم یبار دیگم صدام کرد برد پای تخته یه سوالم اونجا حلیدم رفتم نیشستم رفت دوباره سر دفتر نمره دوباره گفت ریحانه منو میبینی یعنیا خون جلو چشامو گرفته بود میخاستم برم شیرجه بزنم بپرم روش بعد با مشت محکم صورتشو چپو راست کنم

که دیگه خودش خندید بیخیال من بیچاره شد این از زنگ اول

زنگ دوم بیکاری واااااای نمیدونید عجب هوایی  بود مام رفتیم وسطی با دوستام مدت ها بود وسطی بازی نکرده بودم کلی حالیدم سر ده تایی من موندم آخر چهارتا اوزردم بقییه رو ر...دم و دوستانم همگی قهوه ای شدند فدای سرم

حالا زنگ سوم

عاقا یه مرده در به داقون البته پراید داره ها:)

معلم تاریخمون میشه یه عینک رو نوک دماغ و از بالای عینک به ما خیره میشدو دارای موهای جو گندمی....

یعنیا مث سگ حرف میزد عوضش مام مث سگ حرف میزدیم و هر چند لحظه کمی نصیحت و دوباره درس میداد

عاها منتظر سرویس بودیم یهو یه موتوری(پلیس)یه موتوری دوتا پسر روش بودن دنبال میکردن همو

پلیسه یه باتوم دستش بود یعنی با هرس میزدا اصن خعلی بد بود ولی نخورد

با این که چرت بود خاطرم اما فدای سرم:)

بابای

خدایی عجب لحظه ای بود....کپی شده از(http://anti-oghdei.blogfa.com/):)


Inline image 22

اینایی که اینجا نوشتم حرف دله....الکی نیست تجربمه:(

مدتهاست دنبال یه رفیق میگردم خداییش خیلی تلاش کردم یه دوست خوب داشته باشم

پیداشون میکنم دخترای خوبو

اما هیچکی منو نمیتونه درکم کنه

هیچ کس همیشه کنارم نیست

هیچ دوستی وقتی دارم یه مطلب مهم زندگیمو توضیح میدم جای دیگرو نگا نمیکنه

دوست دارم رفیقم تو چشام نگا کنه

انقد باش راحت باشم وقتی غم دارم باهاش حرف زبنم اونم پا ب پام گریه کنه

نبود و نیست بازم میکردم اما نیست باور کنید

اما من خدارو دارم فعلا یه خدا دارم که همه چیزمه